سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تسبیح دیجیتال
یک روز، یک حدیث
تلاوت برگزیده

علی حیدری
دانشجوی ارشد دانشکده
ورودی 93


اسراء 78 تا 82 - کوثر

بارگذاری

-----------------------------------------------
تلاوتهای مورد علاقتون رو به
razavyoon@chmail.ir
ارسال کنید. البته تلاوتهای اساتید
دانشجوهای خودمون اولویت داره.


.:: بایگانی تلاوت ها ::.
اطلاع رسانی
تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
-----------------------------------------------
تصاویر خاطره انگیزتون رو به
razavyoon@chmail.ir
ارسال کنید تا تو این بخش قرار بگیره.

با عرض پوزش از تأخیر به وجود آمده، اسامی اعضای جدید شورای مرکزی دانش آموختگان (5 نفر اول) به ترتیب حروف الفبا اعلام می شود:

1- خانم بی بی طاهره رحمن پناه
2- آقای ابوالفضل کاظمی
3- آقای محمد لسانی
4- خانم فاطمه مقدسی
5- آقای جواد نصیری

براشون آرزوی توفیقات روزافزون برای خدمت به قرآن رو داریم، ان شاء الله.


کلیدواژه ها: شورای مرکزی(1)،

[ یادداشت ثابت - شنبه 93/11/26 ] [ 3:4 عصر ] [ محمد رضا مزرعی فراهانی (86) ]

اگر دین را از آدم ها کسب کنیم، به نفرت و فرار می رسیم اما اگر با شناخت باشد، مساله فرق می کند. استاد صفایی دین را به سه نوع تقسیم می نماید؛

1-      1- دین ارثی – سنتی یا دین دستوری

2-      2- دین احساسی – عاطفی

3-      3- دین اصیل

دین ارثی – سنتی یا دستوری

دین ارثی – سنتی  با احکام و دستور العمل  ها و امر و نهی ­ها آغاز می­شود؛ در این نوع دین، اعمال، به صورت تعبدی اجرا می شود؛ بدون زمینه ی شناخت و بدون ریشه ی عشق و عقیده. این نوع دین که نه زمینه ای دارد نه ریشه ای، درخت طیبه ای نیست که ثابت باشد و ثمره و میوه بدهد.

دین احساسی – عاطفی

در دین احساسی – عاطفی، بیشتر از همه، احساسات و عاطفه ی انسان دخیل است. در این نوع دین فقط احساس، مؤثر است، آن هم احساسی بدون زمینه ی شناخت و احساسی بدون اعمال تعبدی؛ به این معنا که در این نوع دین اعمال، تعبدی اجرا نمی شود، بلکه فقط اعمالی اجرا می شود که با احساس و عاطفه­ی ما هماهنگ باشد؛ مثلا نماز شب خوانده می شود اما انفاق نمی شود، یا انفاق می شود اما خمس داده نمی شود یا زیارت معصوم (ع) صورت می پذیرد اما حجاب رعایت نمی شود و... . در دین احساسی – عاطفی آدم ها را داغ می کنند و حرارت می دهند؛ لذا طبیعی است که این ها با عوض شدن محیط، زود سرد بشوند. و درخت طیبه ای نیستند که استوار بر پای خود ایستاده باشند.

دین اصیل

با اندک توجهی در می یابیم اعمالی که زمینه و ریشه نداشته باشند دوامی نمی آورند. کسی که در عمل کوتاهی نداشته باشد اما عمل او از روی بصیرت و بینش نباشد مانند کسی است که از جاده بیرون رفته؛ پس هر چه سرعتش بیشتر باشد جز دوری از مقصد، چیزی بر او نمی افزاید. کسی که به صورت تعبدی، اعمال را اجرا می کند اما فهم عمیقی از دین ندارد، مانند خر آسیاب است؛ دور می زند ولی جلو نمی رود.

در قرآن آمده است: پاداش کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند، بهشت است. بهشت در قرآن، به جنات تعبیر شده است و جنات، جمع جنت است و جنت، به معنای انبوه درختان است. از طرفی در قرآن داریم: آیا پاداش و جزایی که به شما داده می شود چیزی جز خود عملی است که انجام می دهید؟

بنابراین بهشت و جهنم، خود اعمال انسان است، حتی عکس العمل نیست بلکه خود عمل است. خدا نمی گوید اگر فلان کار را کردید، می سوزانمتان بلکه می گوید اگر فلان کار را کردید، می سوزید یا اگر فلان کار را کردید، بهره­ مند می گردید. ما وقتی کسی را پاداش می دهیم یا مجازات می کنیم، در اصل، عمل او یک چیز است، و پاداش و مجازات ما چیزی دیگر. اما به تعبیر قرآن و روایات، پاداش و مجازات، خود اعمال انسان است. مثلا در روایتی از حضرت رسول داریم که شما هر عمل صالحی انجام می دهید، یک درخت در بهشت برای شما سبز می شود. و خاصیت درخت این است که زمینه ای دارد، ریشه ای دارد سپس میوه می دهد؛ این است که اعمال ما باید زمینه و ریشه ای داشته باشند تا درخت طیبه ای برای ما باشد. تا بتوانیم از عمل خودمان بهره ببریم و از همین جا بهشت نقد ما آغاز گردد و تا ابد ادامه بیابد.

      من که امروز بهشت نقد حاصل شود                        وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم

اصلا عمل بدون زمینه و ریشه، طبیعی نیست. شما اگر در اعمال روزمره ی خود دقت کنید متوجه می شوید که یک عمل معمولی و طبیعی شما چه مراحلی را پشت سر گذاشته است. به عنوان مثال وقتی شما یک کیلو پرتقال می خرید و آن را میل می کنید این عمل شما زمینه ها و ریشه هایی را طی کرده است: نخست شناختی از خود داشته اید که مثلا نیاز به ویتامین ث و... دارید؛ سپس شناختی از بیرون از خود پیدا کرده اید که مثلا پرتقال در بیرون از وجود شما وجود دارد. این شناخت ها زمینه ی عمل شما هستند. بعد از این شناخت  عشق و طلب و گرایش و خواستی نسبت به شیء بیرون؛ یعنی پرتقال، در شما به وجود می آید. این عشق که منشاء آن، شناخت هاست، ریشه و عقیده است. و در مرحله سوم، این عشق و طلب شما را به خرید پرتقال و تناول آن سوق می دهد و این عمل، میوه ی درخت معرفت شما است. این اعمال زمینه دار و ریشه دار، خصوصیاتی دارند:

1-     1-  انسان از خود عمل بهره ­مند می شود.

2-     2-  از این اعمال جدا نمی شوی و نفرت و انزجاری در تو شکل نمی گیرد.

3-      3- این اعمال، غرور آفرین نیستند؛ مثلا نمی گویی این من هستم که پرتقال خوردم یا آب و نان خوردم.

4-      4- شاکر هم هستی که خدا این نعمت را به تو داده است.

5-      5- طلب کار هم نمی شوی که خدایا! حالا که پرتقال یا آب خوردم در عوض، فلان حاجت من را برآورده کن.

6-      6- خوف داری که نکند خدا نعمت را از تو بگیرد.

7-      7- برای این اعمال، منت بر خدا و پیامبر او نمی گذاری.

8-      8- موقع تعارضش این اعمال با چیزی، از این اعمال جدا نمی شوی.

اما اعمالی که در دین ارثی – سنتی یا احساسی – عاطفی شکل می گیرد، چون زمینه و ریشه ای ندارد خصوصیاتی کاملا برعکس و متضاد دارد:

1-      1- انسان از عملش بهره­ مند نمی شود.

2-      2-نفرت و فرار از اعمال دین شکل می گیرد.

3-      3- غرور داریم؛ اگر نماز شبی خواندیم دیگر طور دیگری به بقیه نگاه می کنیم.

4-      4- به جای این که ما شاکر باشیم، توقع داریم خدا و رسول شاکر ما باشند.

5-      5- طلب کار هستیم. می گوییم حالا که این نماز را خواندیم یا جلسه ی احیا و امام حسین (ع) آمدیم، بیلان به دست خدا و رسول و ائمه می دهیم که این حاجت ما را برآورده کنید.

6-      6- به جای این که خوف داشته باشیم که نکند خدا توفیق اجرای این عمل را از ما بگیرد، خدا و معصومین (ع) را خوف می دهیم که اگر حاجت ما را برآورده نکنید، دیگر نماز نمی خوانیم یا دیگر به جلسه ی شما نمی آییم.

7-      7- منت بر خدا و رسول او می گذاریم که ما مسلمان شده ایم؛ ?یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَیَّ  إِسْلَامَکُم بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ?

 

8-      8- موقع تعارض دنیا با اعمال و دین، دین و اعمال را کنار می گذاریم.

        (بر گرفته از کتاب اندیشه های پنهان)


کلیدواژه ها:

با عرض سلام و ادب

لینک دانلود شرح تمرینات بلاغت مبحث انشا

لینک مقاله تفسیر موضوعی استاد طاهرنژاد

صلوات برای سلامتی امام زمان (عج) فراموش نشود


کلیدواژه ها:

فکر نمی کنیم که رنج بشر امروز و افسردگی قرن و این احساس خستگی  و روزمرگی از کجا است؟ و حتی خود شخص نمی فهمد چرا حالش این گونه است. می بینیم افرادی که سرگشته و حیران اند، حتی خود نمی دانند چه می خواهند. افسرده حال و خسته از خواب بلند می شوند؛ با بی حالی و بی انگیزگی دست و رویی می شویند، با همین حال صبحانه ای می خورند، می بینند راضی نیستند، چیزی کم دارند اما نمی دانند چه کم دارند. از سر ناچاری سراغ کامپیوتر یا دوستی می روند؛ گپی می زنند اما باز ناراضی و خسته هستند، وجودشان ارضا نمی شود. احساس می کنند غمی دارند، چیزی کم دارند. پارکی می روند، خیابانی می روند، سیگاری می کشند و... اما بالاخره گم شده ی خود را نمی یابند و فقط به دور خود چرخیده، خسته به خانه باز می گردند و باز فردا همین یکنواختی و تکرار و شبگردی های خسته و مأیوس !

آن ها گرفتار سرگردانی و روزمرگی و تکرار مکررات و مرگ تدریجی شده اند. این است که تحمل یک لحظه خلوت و سکوت را ندارند و خود را در شلوغی ها گم می کنند تا خود را فراموش کنند؛ چون چنین شخصی حتی نمی تواند یک لحظه خودش را تحمل کند؛ وجود خودش بار سنگینی است که نمی تواند آن را با خود حمل کند.

ما انسانها به خاطر نداشتن شناخت از خود و هستی، خود را فدای هیچ ها کرده ایم. نهایت آرزوی ما و مدینه فاضله ی ما زندگی پست ترین موجودات عالم است. آیا تاکنون راز بقا را دیده اید؟ یک خانواده پنج نفره تمساح (کوروکودیل) را در نظر بگیرید! فکر می کنید اگر این ها هر روز غذا می خورند، ماهیانه چقدر فقط خرج خوراکشان می شد؟ هر روز برای هر تمساح، یک یا دو گوزن هفتصد، هشتصد کیلویی، گور اسب هزار کیلویی، کنار برکه می آید و خوراک او می شود که قیمت گوشت این گوزن ها حدود سی میلیون تومان است! یعنی خداوند هر روز برای یک خانواده پنج نفری تمساح، حدود صد و پنجاه میلیون تومان خوراک قرار داده است؛ ماهی چهار میلیارد و پانصد میلیون تومان! تازه این تمساح ها حرص نمی زنند که گوزن بیشتری بگیرند و فریز کنند و کنار بگذارند. لباسشان هم به صورت خیلی آسان تحت اختیارشان است و لازم هم نیست به دنبال پارچه و خیاط  و بوتیک بگردند. کفش و کلاه وخانه ی شان هم همین طور... .

در حالی که اگر هدف آفرینش انسان، همین بود که دیگر نیاز به فکر و عقل و انسان شدن نبود. نهایت آرزوی ما انسان ها و نهایت خواسته های ما شده آن چیزی که تمساح ها میلیون ها سال است به آن رسیده اند.

اگر زندگی ترجیح دارد، پس در این زندگی، چه بخواهیم؟ و این هدف و خواستن ما با چه مسائلی ارتباط دارد؟ آیا افسردگی قرن ما  و آتش  و رنجی که انسان معاصر ما را فرا گرفته، نتیجه ی این نوع نگاه پوچ و عبث به زندگی نیست؟


(برگرفته از کتاب اندیشه های پنهان)


کلیدواژه ها:

به نام خدا

سلام به دوستان

سال 83 نشریه پناه رو راه انداختیم ... صاحب امتیازش بسیج دانشجویی بود... مدیر مسئولش اقای سید حسن موسوی و سردبیر خانم عذرا طباطبایی حکیم... شورای نویسندگانشم دوستان بسیجی بودند...و اقای سید الحسینی هم مدیر اجرایی.. هزینه اشم 100 تومان بود همش...

در طول ماه هم دنبال مطالب برا نشریه علمی -فرهنگی- قرانی پناه بودیم ... برامون برکت زیاد داشت ... جدای از اینکه مطالعاتمون بیشتر شده بود مقالات و مطالب خودمون هم چاپ می شد و اعتماد به نفسمون بالا میرفت ...

برای نمونه تو این قسمت از بیان تاریخ دانشکده ی مطلب از شماره 14و15 پناه (سال دوم ابان و اذر 84 ) بیان می کنم.

این مطلب توسط خواهر بزرگوارم خانم رقیه قهرمانی نیک نگاشته شده است:

سیر در آفاق و انفس

امام صادق (ع) فرمودند : فکر و اندیشه ، آئینه خوبیها و پوشاننده بدیها و روشنی بخش دلها و موجب خوشخوئی و سعه صدر می شود. به وسیله تفکر ، انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه می شود و بر علم و دانشش افزوده می گردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست. رسول خدا (ص) فرمودند یک ساعت تفکر بهتر از ی سال عبادت است و تنها کسانی به این مقام می رسند که خداوند انان را به نور معرفت و توحید ، ویژگی داده باشد .

تفکر اساس تعالی و تکامل مادی و معنوی انسان است و او را از بسیاری موجودات متمایز می سازد . تفکر انسان را از مرحله احساس به مرحله تعقل میرساند و از مرتبه حیوانی به مرتبه انسانی سوق می دهد. ....

این قسمتی از نوشته ایشونه ...

فکر کنم پناه قدیم تبدیل به وبلاگ رضویون شده.....


[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 8:17 عصر ] [ منیره سادات حسینی (82) ]

 

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت - به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز میکرد - به گوش غنچه آندم یا علی گفت

خمیر خاک آدم چون سرشته - چو بر میخاست آدم یا علی گفت

مسیحا هم دم از اعجاز میزد - زبس حضرت مریم یا علی گفت

مگر خیبر زجایش کنده میشد - یقین آنجا علی هم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمیشد - گمانم ابن ملجم یا علی گفت

دلا باید که هردم یا علی گفت - نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت

محمد در شب معراج بشنید - ندایی آمد آنهم یا علی گفت

پیمبر در عروج از آسمانها - بقصد قرب اعظم یا علی گفت

به هنگام فرو رفتن به طوفان - نبی الله اکرم یا علی گفت

به هنگام فکندن داخل نار - خلیل الله اعظم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد - کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

کجا مرده به آدم زنده میشد - یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

علی در خم به دوش آن پیمبر - قدم بنهاد و آندم یا علی گفت 

 

یاعلی باید گفت و علی (زمان) را یاری نمود

یاعلی باید گفت آماده ظهور شد

یاعلی باید گفت و....... بقیش رو شما بگید ؟؟

 


[ دوشنبه 93/11/27 ] [ 3:56 عصر ] [ احمد محمدیان صبحی (86) ]

ما نباید فریب مارک های دینی و معنوی والهی را که به زندگی خود و اعمال خود می زنیم، بخوریم. این ها به تعبیر قرآن و روایات دروغ هایی بیش نیستند. این ها ادعاهایی براساس گمان ها بیش نیستند. ما به جای این که از رزق های وسیع الهی استفاده کنیم، دروغ های مان را رزق خود قرار داده ایم.

آیا ما واقعا به خاطر خدا از خواب بلند می شویم؟ آیا به خاطر خدا صبحانه می خوریم؟ آیا به خاطر خدا سر کار می رویم؟ آیا دانشگاه رفتن تو واقعا به خاطر خد است؟ و... به خودمان دروغ نگوییم. اگر ما دین را از زندگی خود خارج کنیم، آیا زندگی مان تغییری می کند؟ یعنی دیگر نمی خوابیم، از خواب بلند نمی شویم، صبحانه نمی خوریم، و... بنابراین این ها ادعاهایی براساس گمان و دروغ بیش نیست.

ما هنوز نیازمان را به خدا و به امام زمان (عج) و به معصومین(ع) حتی به اندازه یک لیوان آب در هنگام تشنگی احساس نکرده ایم.

وقتی شخصی امیدی مانند امید به قبولی در کنکور دارد، چنین شخصی شبانه روزش صرف درس خواندن، کلاس کنکور رفتن و تست زدن می شود و خواب و بیداری او همه، صرف کنکور خواهد بود؛ یعنی امید او در لحظه  لحظه ی اعمالش آشکار است و بدون این که خود بگوید من امید به قبولی در کنکور دارم، همه، این امید را در اعمالش می بینند و متوجه امید او می شوند، اما چه شده که امید و رجا به خدا در اعمال ما آشکار نیست؟

ما فکر می کنیم ایمان داشتن یعنی باور داشتن؛ ایمان به معنای باور نیست، ایمان یعنی عشق و گرایش، ایمان یعنی خواستن. ایمان به خدا یعنی خدا را خواستن، یعنی کمبود ما خود خداست نه این که باور داشته باشیم خدا هست و سپس او را وسیله قرار دهیم برای رسیدن به دنیا و نان و پوشاک و مسکن. ما در زندگی هر چه را بخواهیم، به همان ایمان داریم؛ بنابراین ما در اوج دینداری مان، خدا و پیر و پیغمبر را وسیله قرار می دهیم برای رسیدن به دنیا. در صورتی که خدا دنیا را وسیله قرار داده است برای رسیدن به خودش.

اگر ایمان به معنای باور باشد، پس شیطان باید جزء مؤمنین باشد. در صورتی که به تصریح قرآن او جزء کافران است و هر کفری که در عالم به وجود بیاید، شیطان دعوت کننده ی به آن بوده است. آیا شیطان باور به خدا ندارد؟ و مگر شیطان مستقیما با خدا تکلم ندارد؟ حتی عزت خدا را قبول دارد و سوگند به عزت خداوند می خورد. آیا شیطان باور به قیامت و آخرت ندارد؟ می بینیم که از خدا می خواهد تا روز قیامت به او مهلت دهد؛ آیا شیطان باور به جهنم و بهشت ندارد؟ می بینیم که کار او این است که جهنم را از آدمیان پر کند و از بهشت براند. و با همه ی این باورها او به تعبیر قرآن از کافران بود.

ادامه دارد ...


کلیدواژه ها:

به نام خدا

این بار از فعالیت بسیجی های اون سال ها می خام بگم ....

بسیج دانشجویی دانشکدمون فعال ترین دفتر بسیج حوزه و ناحیه امام علی (ع) بود ... و به همین خاطر و هم به دلیل نام دانشکده همیشه مراسمات کانون قران و عترت ناحیه اینجا برگزار می شد... منظورم همایش و مسابقه سالانه کانون قران و عترت بود که اول استانی بود و بعد کشوری و بهترین قسمتش این بود که تو مرحله استانی این دانشکده ما بود که میزبان بود... یادش بخیر ... مسابقات شامل اذان و ابتهال و دعا خوانی و مدیحه سرایی و .. بود که همیشه ماه مبارک رمضان و شب میلاد امام حسن مجتبی برگزار می شد...یادش بخیر !!

نمی دونم بعد از ما این همایش و مسابقه بسیجیان کانون قران و عترت هنوز برقراره یا نه؟؟؟


کلیدواژه ها:
[ سه شنبه 93/11/21 ] [ 6:19 عصر ] [ منیره سادات حسینی (82) ]

شش میلیارد جمعیت کره ی زمین همه در حال دویدن هستند! اگر از هر کس سوال کنیم : کجا می دوید؟

پاسخ خواهند داد: نمی دانیم! یا می گویند: همه دارند می دوند، ما هم می خواهیم عقب نمانیم!

مثال ما مثال آنهایی است که در زمینی مشغول به کارند. با شتاب آجرها را بالا می اندازند و بارها را به دوش می کشند و چیزی می سازند. می پرسی:

چه می کنید؟جواب می شنوی نمی دانیم! نقشه دارید؟ نه! چه قدر مصالح می خواهید؟ نمی دانیم! آیا باید اینجا را دیوار کشید؟ نمی دانیم! پس  چه می کنید؟ و جواب می شنوی که: تو راه بیفت راه به تو می گوید چه بکن. تو شروع کن تا بفهمی چگونه باید ادامه بدهی! و تو با خنده می گویی پس حرکت معکوس دارید؟ اول مصالح جمع می کنید سپس می سازید. سپس نقشه می کشید!

اول عمل، بعد طرح، بعد هدف؟!  

این جاست که تازه به فکر فرو می روند که راستی اول هدف و سپس طرح و سپس عمل، یا برعکس؟

این گونه است که ما به تیه و سرگردانی گرفتاریم و به دور خود می چرخیم. نمی دانیم برای چه زندگی می کنیم، برای چه درس می خوانیم، برای چه سرکار می رویم، برای چه دین داریم، یا برای چه لامذهب هستیم و برای چه ....

اگر برای هرکار خود یک سوال داشته باشیم؛ مثلا صبح که از خواب برمی خیزیم، علت برخاستن مان را از خود بپرسیم و بگوییم بیدار شده ام که چه؟ برای چه؟ جواب می شنویم برای این که نیرویی در من به وجود بیاید. همین طور  که چه؟ تا سرکار بروم و پولی به دست آورم. که چه؟ تا با آن صبحانه ی فردا را مهیا کنم! و در نهایت درخواهیم یافت که زندگی مان یکنواخت شده، زندگی مان یکنواخت شده، زندگی مان شده به دور خود چرخیدن، حرکت در یک مدار بسته، تکرار مکررات و مرگ تدریجی!

در قرآن کریم داریم: " آیا شما را آگاه کنم به خسارت بارترین افراد در اعمال؟". در ادامه این سوال، خود قرآن پاسخ می دهد که خسارت بارترین افراد در عمل، کسانی هستند که تمامی سعی و تلاش  و حرکتشان در حیات دنیایی مصرف و گم شد و اینهاگمان می کنند که دارند خوب عمل می کنند.

ادامه دارد...


کلیدواژه ها:

از چند هفته و بلکه چند ماه پیش از برگزاری همایش دانش آموختگان و جشن فارغ التحصیلی ورودی های 90، با سایر اعضای شورا و دوستان تو فکر کم و کیف برگزاری برنامه بودیم. مشورت درباره برنامه ها، مهمونا، هدایا و... هر از چندگاهی از طریق تلفن و پیامک و یا حضوری مطرح میشد. بالأخره هم جلسه ای با حضور اعضا و برخی دانش آموخته های مشهدی برگزار شد و درباره ی کلیت برنامه ها تصمیمگیری شد. ایده هایی هم در بین این مشورتها مطرح شد، از قبیل مسابقه ی خاطره نویسی و انتخاب دانش آموخته ی برتر و... پیامک روز برگزاری هم برای همه ی دانش آموخته ها ارسال شده بود.

خلاصه بگم، کم کم به 11 بهمن روز برگزاری همایش نزدیک میشدیم... ادامه مطلب...

[ یکشنبه 93/11/19 ] [ 12:35 صبح ] [ محمد رضا مزرعی فراهانی (86) ]
پیام
جنبش letter4u
درباره ی وبلاگ
رضویّون -  دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد

کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد، در سال 1389 تأسیس گردید. این وبلاگ وابسته به این کانون، و محلی است برای هم افزایی فعالیت ها و ایده های قرآنی. ان شاء الله بتوانیم قدمی مؤثر در راه ترویج «انس با قرآن کریم» برداریم.

ثبت نام نویسندگی وبلاگ رضویّون

حقیقت این است که ما هنوز خیلی از قرآن دوریم...

کد نمادِ ما
ذکر امروز
دانشکده ها
دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

قرآن و زندگی - وبلاگ شخصی استاد عظیم پور

دانشجویان دانشکده علوم قرآنی شاهرود

فاطر - بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران

ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

قرآن آنلاین به همراه ترجمه گویا

پایگاه اطلاعرسانی مداح اهل بیت (ع) حسن نجف زاده

اسلام کوئست

دروس اخلاق استاد محمد شجاعی

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

مؤسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
آمار بازدید
بازدید امروز: 374
بازدید دیروز: 440
کل بازدیدها: 437426
موسیقی وبلاگ
ایران رمان

ابزار هدایت به بالای صفحه